على زمانى قمشه اى
40
هيئت و نجوم اسلامى ( فارسي )
انتقادهايى داشتهاند . برخى از آثار اخترشناسان پيش از ابن شاطر ، شناخته و بررسى شدهاند ، درحالىكه آثار ديگر بايد شناسايى و عرضه شوند و مورد مداقّه قرار گيرند . تا آنجا كه مىدانم اخترشناسان معاصر و يا بعد از ابن شاطر كه بهطور مشابه ، بطلميوس را مورد انتقاد قرار دادهاند ، مورد توجه كمى قرار دادهاند ، مورد توجه كمى قرار گرفته است . من در اين مقاله مىخواهم وضعيت آگاهى خودمان را به اخترشناسان مكتب اخترشناسى مراغه شرح دهم ، و بهطور خلاصه مهمترين نتايجى كه تاكنون به دست آمده است ، ارائه كنم و سپس راه تحقيق آينده را پيشنهاد نمايم . اميدوارم بتوانم نشان بدهم كه مهمترين اظهارنظرى كه مىتواند در زمان حاضر دربارهء تحوّل انقلابى اخترشناسى دورهء اسلامى بيان شود ، اين است كه ، اين امر نه به شهر مراغه واقع در شمال ايران - كه مكتب مراغه نيز نام خود را از آنجا مىگيرد - محدود مىشود و نه به قرن سيزدهم و چهاردهم ميلادى نيز منحصر مىگردد ؛ بلكه اين تحول مشخصهء عمدهء پژوهشهاى اخترشناسى دورهء اسلامى بود ، كه از قرن يازدهم تا شانزدهم ادامه داشت . مطالعات مربوط به مكتب مراغه در اين بخش به تفصيل ، وضعيت كنونى پژوهش دربارهء اخترشناسان مكتب مراغه را شرح مىدهم . در آغاز بايد ذكر كنم كه « نويگه بائر » براى نخستين بار نظر ديگران را به اهميت دستاوردهاى مكتب مراغه معطوف كرد . ولى مستقل از اين موضوع ، در روايت آمده است كه مهمترين اثر ابن شاطر يعنى نهاية السّؤل ، بهطور اتفاقى در اختيار ادوارد كندى قرار گرفت زمانى كه وى در كتابخانهء بادليان در انتظار زيج ابن شاطر ايستاده بود . در هر حال ، آنچه مسلّم به نظر مىرسد اين است كه تلاقى كشف اتفاقى كندى و پژوهش مستمر نويگه